مرتضى راوندى

210

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

چنان كه همگان بپسنديدند و چون روزگار مصيبت سرآمد ، امير رسولى نامزد كرد سوى بو جعفر كاكو علاء الدوله . . . رسول برفت و پيغامها بگزارد و پسر « كاكو » نيكو بشنيد و جوابى نيكو بداد و سه روز در مناظره بودند تا قرار گرفت ، بدانكه وى خليفهء امير باشد در سپاهان . . . و هرسالى دويست هزار دينار هريوه ( زر خالص ) و ده هزار طاق ( طاقه ) جامه از مستعملات ( يعنى محصولات ) آن نواحى بدهد ، بيرون هديه نوروز و مهرگان از هر چيزى و اسبان تازى و استران با زين و آلت سفر از هر دستى و امير رضى الله عنه عذر او بپذيرفت و رسول را نيكو بنواخت . . . پس از گسيل كردن رسول ، امير از سپاهان . . . به طرف رى حركت كرد ، مردم تكلّفى كرده و شهر را آذين بسته بودند ، آذينى از حد و اندازه گذشته . . . مردم رى ، خاص‌وعام بيرون آمدند و بسيار خدمت كردند ، و وى معتمدان خويش را در شهر فرستاد تا آن تكلّفى كه كرده بودند ، بديدند و با وى گفتند ، و وى مردم رى را بدان بندگى كه كرده بودند احماد ( ستودن ) كرد . « 1 » » از اين گزارش تاريخى ، غير از فوائد ادبى به دو نكته جالب پى مىبريم ؛ يكى اينكه از حدود هزار سال پيش به اينطرف زنان باشخصيت و بصير در بسيارى موارد در سياست عمومى كشور نقش اساسى و مهمى ايفا كرده‌اند ، چنان كه « حره ختلى » در سقوط محمد و روى كار آمدن مسعود ، نقشى اساسى و زيركانه ايفا كرده است . مساله دوم نقش افكار عمومى در سياست كلى كشور است . با آنكه در آن دوران در ايران از دموكراسى و حقوق و آزاديهاى اساسى مردم سخنى در ميان نبود ، در عمل و در جريان تحولات و دگرگونيهاى سياسى گهگاه نقش مردم و تاثير موافقت يا مخالفت آنها با رويدادهاى سياسى آشكار مىشود . بيهقى مىنويسد ، كه مردم رى از آمدن مسعود اظهار رضايت كردند « . . . شهر را آذين بستند آذينى از حدواندازه گذشته » و چون مسعود از توجه و دلبستگى مردم به خود آگاه شد ، اظهار مسرّت نمود و به‌وسيلهء نمايندگان خود از مردم سپاسگزارى كرد . اما افسوس كه مسعود به‌علت بىكفايتى از استقبال مردم استفاده نكرد ، وى نه‌تنها از لياقت و نبوغ نظامى پدرش محمود ارثى نبرده بود ، بلكه بر خلاف او مردى عياش و تن‌آسان بود و به‌علت افراط در ميگسارى ديرى نگذشت كه تعادل جسمى و روحى خود را از كف داد و سرانجام در نتيجهء بىتدبيرى و سوء سياست او ، حكومت غزنويان سقوط كرد .

--> ( 1 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين از صفحه 13 تا 17 . ( به اختصار )